مینویسم که بگذرد...و مینویسم که یادم بماند چگونه گذشت...
درباره من
سلام....
دانشجوی برق ... عاشق شیطنت و اذیت کردن و شوخی با بقیه....
ساده و بسیار صادق... شدیدا مغرور (البته در برابر آقایون) - مورد اطمینان - خوش خنده و خوش رو - از انتقاد بیزارم - خودشیفته(به گفته دوستام ) - نسبت به زندگی خوش بین - صبور و خونسرد اما زودرنج و حساس
ادامه...
عشق فراموش کردن نیست ،بخشیدن است گوش کردن نیست ، درک کردن است دیدن نیست ، احساس کردن است جا زدن و کنار کشیدن نیست صبر کردن و ادامه دادن است حتی تنها . . .
دلـم گـرفته است ...
نه اینـکه کسی کاری کرده باشد نه ...
من آنقدر آدم گریز شده ام
که کسی کارش به اطراف من هم نمی رسد..
دلم گرفتـه است که آنچه هستم را نمی فهمند ...
و آنچه هستند را میپذیرم ...
و دنیـا هم به رویش نمی آورد این تنـاقض را ...
مثل همیشه زیبا بود آبجی جونم
قابل نداشت عقشم
سلام عزیزم...خیلی قشنگ بود..ممنونم که خبرم کردی.
سلام گلم...
قربانت
پس نظر من کوووووووو؟
آپم عزیزم
اونه اونجاست ...اون بالا
سلام...
سکوتم از رضایت نیست...
دلم اهل شکایت نیست...
سکوت...
ممنون که اومدی...
عشق فراموش کردن نیست ،بخشیدن است
گوش کردن نیست ، درک کردن است
دیدن نیست ، احساس کردن است
جا زدن و کنار کشیدن نیست صبر کردن و ادامه دادن است
حتی تنها . . .
.
.
.
خیلی خیلی خوشکل بود عزیزدلم
میسی گلم
نظر خودتم خوکشل بود
گاهی آنقدر دلتنگ کسی می شوی !
که اگر خودش بفهمد ...
از نبودنش خجالت میکشد .!.!.!
خیلی زیبا بود


پستای خوبی میذاری
ولی دیر میای
میدونی که اگه صبرم لبریز شه میام باغ فینو کن فیکون میکنم
میدونم تو هم مث من دوباره سرت شولوغ پولوغ شده
قابل نداره
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــاغ فیــــــــــــــــــــــــــــنو چرا؟
آره والا.... از دست این دانشگاه لعنتی
تمام دلم دوست داردت ، تمام تنم خواستار توست
بیا و به چشم قدم گذار ، که این همه در انتظار توست
نظر نه به سود و زیان کنم ، هر آن چه بگویی همان کنم
بگو که بمان، یا بگو بمیر! ارادهی من اختیارِ توست
به دار و ندارم نگاه کن که هیچ به جز عاشقی نماند
تمامِ وجودم همین دل است ، تمام دلم بیقرار توست!
این همه در انتظار توست
ارادهی من اختیارِ توست
تمام دلم بیقرار توست!
مترسک انقدر دست هایت را باز نکن.....
کسی تو را در آغوش نمیگیرد....
ایستادگی همیشه تنهایی دارد...
ممنون عزیزم..
قصه عشقت را ...
به بیگانگان نگو !!!
چرا که این کلاغهای غریب
بر کلاه حصیری مترسک نیز
آشیانه می سازند...
احساس است …
مزرعــــه که نیست !
هـــــی شخـــمش میـــــزنی لعنتــــــی …!!!
ممنون از نظرت..
گفتی: نفرینم میکنی؟؟؟؟؟؟؟
گفتم: نه اما ازخدا میخوامهیچکس اندازه من دوستت نداشته باشه...!
مـــی گـــذارم و مـــی روم...
نــه اینکـــه دوستـــت نداشتـــه باشـــم....نــه.....
چـــون از نخــــودی بــــودن متنفـــرم ...
چه آشوبیست در دلم

وقتی نمی دانم
درنبودنم ...
به بودن ِ
چه کسی فکر می کنی ...!
زیبا بود عزیزم
خیـــــــــــلی مرسی
خواهش گلم
بوس بوس
گاهی وقتـــا
یه نفـــر
باعث می شه که حس کنی
چیزی که تـــو رو روی زمین نگه داشته
جاذبه ی زمین نیست ...!
♥
مشکل از تو نبود
از من بود
با کسی حرف میزدم
که سمعک هایش را
پیش دیگری جا گذاشته بود