مینویسم که بگذرد...و مینویسم که یادم بماند چگونه گذشت...
درباره من
سلام....
دانشجوی برق ... عاشق شیطنت و اذیت کردن و شوخی با بقیه....
ساده و بسیار صادق... شدیدا مغرور (البته در برابر آقایون) - مورد اطمینان - خوش خنده و خوش رو - از انتقاد بیزارم - خودشیفته(به گفته دوستام ) - نسبت به زندگی خوش بین - صبور و خونسرد اما زودرنج و حساس
ادامه...
هر گز از بی کس خویش مرنج،هرگز از دوری این راه مگوی ! وهر آنگه که دلت تنگ من است،بهترین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار تا که تنهاییت از دیدن من جا نخورد ... وبداند دل من در همین نزدیکی است
این خیلی مهمه که برای یه نفر تو این دنیا خیلی مهم باشی ، آدم های زیادی رو هر روز می بینی دوستات" خانوادت " شاید تعدادشون خیلی زیاد باشه" خیلی از همین خیلی زیاد ها زنگ می زنن سراغتو می گیرن ، برای اونا به هزار دلیل تو خوب تلقی می شی و بودنشون برای تو یه نعمته" ولی گاهی ته قلبت احساس می کنی که با وجود همه اتفاقای خوب یه چیزی کمه" چون اون حسی که باید تو این رابطه ها به تو نمیدن ، دوس داری چشماتو ببندی و حس کنی برای یک نفر تواین دنیا خیلی مهمی ....
تو و اون معمولی هستید "دو تا آدم مثل همه ی آدم های دیگه" با همه ی تنهایی ها "غصه ها ، شادی ها" موفقیت ها" اما تو همه ی لحظه های شاد "چهره اونه که به تو لبخند می زنه و تو غم هات چهره اونه که میگه که تو می تونی دوباره لبخند بزنی....
وقتی تر را درآغوش میگیرم تازه یادم می آید که باید نفس بکشم... به شانه هایم زدی تا تنهایی ام را تکان داده باشی .... به چه دل خوش کنم؟ به تکان دادن برف ازروی آدم برفی؟!!!! روزی فکرمیکردم اگراورا باغریبه ای ببینم شهر رابه آتش میکشم... ولی امروز... حاضرنیستم کبریتی روشن کنم تاببینم اوکجاست....
سلاااااااااام عزیزم مرسی که بهم سر زدی بازم بیا فدات
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
هر گز از بی کس خویش مرنج،هرگز از دوری این راه مگوی !
وهر آنگه که دلت تنگ من است،بهترین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار تا که تنهاییت از دیدن من جا نخورد ...
وبداند دل من در همین نزدیکی است
ممنون
آغوش بعضی ها...

علم را زیر سوال میبرد!
انقدر آرامت میکند...
که هیچ مسکنی....
جایش را نمیگیرد...!!!
(خاص ترین مخاطب خاص دنیا)
نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر
فقط میدانم در آغوش منی
این خیلی مهمه که برای یه نفر تو این دنیا خیلی مهم باشی ، آدم های زیادی رو هر روز می بینی دوستات" خانوادت " شاید تعدادشون خیلی زیاد باشه" خیلی از همین خیلی زیاد ها زنگ می زنن سراغتو می گیرن ، برای اونا به هزار دلیل تو خوب تلقی می شی و بودنشون برای تو یه نعمته" ولی گاهی ته قلبت احساس می کنی که با وجود همه اتفاقای خوب یه چیزی کمه" چون اون حسی که باید تو این رابطه ها به تو نمیدن ، دوس داری چشماتو ببندی و حس کنی برای یک نفر تواین دنیا خیلی مهمی ....
تو و اون معمولی هستید "دو تا آدم مثل همه ی آدم های دیگه" با همه ی تنهایی ها "غصه ها ، شادی ها" موفقیت ها" اما تو همه ی لحظه های شاد "چهره اونه که به تو لبخند می زنه و تو غم هات چهره اونه که میگه که تو می تونی دوباره لبخند بزنی....
ای کــاش مــیشــد لـبـخـنـد بــزنــم"
ممنون از نظر بسیـــــــــــــــــــــــــار زیبات
خـــــوشبخـــت تـــــرین آدم هــــا اونــــایـــی هستــــن کــــه ایـــن جمـــله رو میشنـــوند:

"عیــــــب نــــداره، با هـــــم درستـــــش میکنیــــم"
خیلی قشنگ بود زینب جونی
نظر خودتم قشنگ بود لیلاجون
سلام دوستم
اپم سربزن
گاهـــﮯ...
حجم ِ בلتنگـﮯ ـهایَـ م
آنقدر زیــآد مـﮯ شـوב
ڪــﮧ دنیــا با تمامـ ِ وسعتش برایَــ م تنگ مـﮯشوב
בلتنگ ِ ڪـسـے ڪـﮧ گردش ِ روزگارش
بـﮧ مَــ טּ ڪـﮧ رسیـב از حرڪـت ایستاב
دلتنگ ِ ڪـسـے ڪـﮧ בلتنگـﮯـهایَـ م رـآ ندیـב
دلتنگ ِ خوבمـ
خوבے ڪـﮧ مدتهاست گم ڪـرבه امـ ...
چقدر دلم میخواهد نامه بنویسم....
تمبر و پاکت هم هست....
و یک عالمه حرف....
کاش کسی جایی منتظرم بود...
وقتی تر را درآغوش میگیرم تازه یادم می آید که باید نفس بکشم...


به شانه هایم زدی تا تنهایی ام را تکان داده باشی ....
به چه دل خوش کنم؟
به تکان دادن برف ازروی آدم برفی؟!!!!
روزی فکرمیکردم اگراورا باغریبه ای ببینم شهر رابه آتش میکشم...
ولی امروز...
حاضرنیستم کبریتی روشن کنم تاببینم اوکجاست....
سلاااااااااام عزیزم
مرسی که بهم سر زدی بازم بیا فدات